مردی از شولم A MAN OF SHOULAM مطالب هنری ،ورزشی، خاطرات شخصی و متنوع ANYTHING |
|||
سه شنبه 23 مهر 1392برچسب:, :: 22:43 :: نويسنده : شیرمحمد عاشوری SHIR MOHAMMAD ASHORI
صبح ها چه فصل گرما وچه فصل سرما درتاریکی روشن هوا از خواب برمی خواست آفتابه مسین را برمی داشت ودریک لگن وضویش را با آب سرد می گرفت ونمازش را با خلوص نیت می خواند.کم پیش می آمد که نمازش قضا گردد.دست به دعای عجیبی داشت هرکس در روستا یا اطراف مشکلی داشت به او مراجعه می کرد او با متانت می گفت من کاره ای نیستم گشایش کار پیش خداست اول به اوپناه ببرید بعد از من دعا بخواهید مردم اما حالیشان نمی شد میگفتند ملا جان ترا به خدا یه دعایی برای ما بکن وبعد پدرم مجبور می شدبرایشان دعا بکند ودرکاغدی دعایی برایشان بنویسد کتاب مجمع الدعوات کبیرقدیمی او دعاهای بسیاری داشت وبرای شرح بیماری از حروف اسم بیمار ووالده او طرح می ریخت واز دوازده حرف باقیماده آخر طالع راپیدا می کرد من هم این رموز را خیلی از او یاد گرفته بودم اما مثل همه جوانها اعتقاد چندانی نداشتم اما گوش مردم بدهکار نبود .تعجب این بود که پس از چند روز خوشحال وتشکر کنان می امدند و می گفتند مشکلشان رفع شده .بعضی ها حتی مشکلشان ماهها وسالها حل نشده بود ولی وقتی دعای پدرم را می گرفتند چند روز بعد با تعجب واحترام مراجعه می کردند و از حل مشکلشان بعد از دعای پدرم می گفتند .پدرم اما به آنها می گفت این حرف رانزنید کار کارخداست بروید خدارا شکر کنید. پدرخدابیامرزم به خاطر اعتقادات مذهبی راضی به گرفتن حق العمل نبود واگر اصرار می دید به حد اقل راضی می شد حتی به یک تخم مرغ! آنهم به خاطر این بود که مردم نسبت به او احساس دین نکنند.او از چند چیز به شدت بدش می آمد عده ای جاهل می آمدند و از او برای پیدا کردن دفینه طلسم می خواستند یا دعا برای برگرداندن نظر دختری را که عاشق آدم خوب دیگری بود به طرف خودشان می خواستند پدرم به شدت ناراحت می شد ونصیحت می کرد وزیر بار نمی رفت واین کار را نمی کرد او خداترس بود ومومن ودر روستا به میرزا عبدالله ونیز مشهدی ملا معروف بود استخاره هم میکرد وبرای متوفیان قران ودعای توبه وجوشن کبیر وجوشن صغیر می خواند . مرگ پدر درحالی که سرش درآغوش من بوداتفاق افتاد او واپسین لحظات من وبرادرم حبیب رادرکنارخودش داشت سرش در آغوش من بود وحبیب داشت برایش لگن می گذاشت ومن ناراحت به چهره افسرده ودر حال احتضارش می نگریستم که ناگهان دیدم نفسش قطع شد.خدا رحمتش کند.نظرات شما عزیزان:
باسلام وخداقوت
رحمت خدا برپدربزرگان ،که بارفتنشان خیروبرکت هم باآنها رفت.خداوند ملاومادرت رو بیامزد که به گردن ما حق دارند. باتشکر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() معروف
![]() ساعت10:22---27 مهر 1392
خدا همه بزرگان و رفته گان شولم را رحمت کند خصوصا پدر شما را
پاسخ:با تشکر از محبتتان خدا رفتگان شمارا هم مورد لطف ورحمت خودش قراردهد
درباره وبلاگ ![]() به وبلاگ مردی از شولم خوش آمدید.این وبلاگ در برگیرنده مطالب مختلفی شامل خاطرات ، شعرمحلی وتالشی،شعرهای روز و نیز تصاویرمی باشد. این وبلاگ یک وبلاگ شخصی است و مطالب ان در زمینه های مختلف نقطه نظرات خودم می باشد امکان این هست که در بعضی موارد اشتباهاتی در بیان رخ دادهایی که جنبه غیر شخصی داشته باشد، وجود داشته باشد .در مورد شعرها نیز عرض شود تمام شعرها را خودم سروده ام وبراین باورم استفاده ازمطالب دیگران به نام خودهنر نیست. آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان
|
|||
![]() |